بلال مراد ویسی
حسرت حضور نوري
بلال مرادويسي
مطرح نمودن نام عبدالله نوري از جانب سازمان ادوار تحكيم وحدت از همان نخستين روزها، مواجه با اين استدلال مخالفينش بود كه ايشان با رد صلاحيت شوراي نگهبان امكان حضور در عرصه انتخابات رياست جمهوري سال 88 را پيدا نخواهند كرد. موافقين اين اقدام اما، ابتدا جماعت مخالف را بر حذر مي¬دارند از اين كه خود به استقبال اقدامات غيردموكراتيك شوراي نگهبان نرفته و مهر تاييد بر نظارت استصوابي نزنند. نيز از امكان ايجاد جنبش اجتماعي گسترده¬اي در پي اعلام كانديداتوري نوري سخن به ميان مي¬آورند و اين كه بروز اين يك، آن قبلي را تحت تاثير شايد كه قرار دهد و نوري از خوان شوراي نگهبان بگذرد و به پشتوانه جنبش حاميش تكيه بر مسند رياست جمهوري دهد. مهمتر از رياست جمهور شدن نوري موافقان حضور وي ايجاد جنبش اجتماعي را نشان رفته بودند چه آنكه بر اين عقيده¬اند كه بناي دموكراسي را از پايين به بالا بايد كه نهاد.
گاه براي چنين سخناني درنگ شده است گويا، چه آنكه نخواستن بسياري و از جمله خود شخص عبدالله نوري، امكان ايجاد چنان جنبشي را به رؤيايي دوردست¬تر تبديل كرده است كه به احتمال بسيار گاه انتخابات رياست جمهوري براي وقوعش زود است. برداشتي چنين، موافقان حضور نوري را در روزهاي اخير دچار انفعال و سكوتي به ناچار نموده است كه مبادا تداومش. بارقه¬ي اميدي كه مطرح نمودن نام ايشان ايجاد كرد و روي برتافته¬ي بسياري را متوجه كنش جامعه سياسي ايران نمود، اكنون رفته رفته رخت بر مي¬بندد و انفعال آغاز مي¬گردد و يأس ناگزير.
مصاحبه¬ اخير جناب نوري با نشريه صنعت و توسعه و تاكيد ايشان بر ضرورت تغيير قانون اساسي و به ويژه اداره غيرمتمركز كشور، همراه با شعف ديدن چنين سخناني، حسرتي صد چندان نصيب كرد از بابت به هدر دادن فرصتي اين چنين. عمر فرصت¬سوزي ما ايرانيان به سر نيامده است گويا.
تصور كنيد با اعلام رسمي كانديداتوري عبدالله نوري و مطرح¬شدن چنين مباحثي از جانب ايشان در قالب مواضع و اهداف انتخاباتيشان چه بهره¬ها در انتظار جريان تحول¬خواه كشور مي¬بود. في¬المثل تاثيري كه اين نكته مطرح¬شده در مصاحبه، طي اين مدت اندك گذاشته را چند قلم فعالين هويت¬طلب مي¬بايست جوهر تمام مي¬كرد پي تبيين و تبليغش، بي¬آنكه هزار و يك برچسب ناروا بر پيشانيش نخورد؟!
گفتماني كه نوري مي¬تواند (مي¬توانست؟) باني ايجادش باشد بهره¬ي عظيمش نصيب مردمي خواهد شد كه ميان دايره بسته¬اي گير كرده¬اند كه به آنان صرف حضور در انتخابات ارج مي¬گذارد و هر از گاهي نردبان قدرت اين يا آن جريان سهم¬خواه از قدرت مي¬شوند. نوري داراي مواضعي است كه نشانگر بينش عميق ايشان به وضعيت موجود جامعه ايران و مهمتر از آن راه برون¬رفت از انسداد موجود و سير سالم به ايراني آزاد و دموكراتيك مي¬باشد. مطرح كردن چنين بينشي در قالب موجه مبارزات انتخاباتي، امكان دسترسي را براي طيف گسترده¬اي از جامعه را ايجاد نموده و گفتماني در پي خواهد داشت كه والاترين ثمره¬اش آگاهي است كه اساس حق¬خواهي خواهد شد.
متصور شويم طرح ديدگاه¬هاي نوري را به طور مثال در مورد اقليت¬هاي قومي، زنان، كارگران، دانشجويان و معلمان در صحن علني جامعه. موج برآمده از آن را در نظر گيريد كه همراه مي¬شود با جنبشي كه از قبل متعلقان به هر كدام از اين جريانات ايجاد نموده¬اند و برآيند خوش¬يمن آن ايجاد جنبشي فراگير براي آزادي، برابري و استقرار راستين دموكراسي در ايران خواهد بود.
از وهم درآييم، حسرت حضور نوري گويا به واقعيت تبديل مي¬شود؟!
منبع:روز
بالا^^